سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
انسان جاری
انسان جاری
انسان جاری انسانی کامل و وجودی سرشار از عشق است و از هستی بزرگتر و آزاد است!.....................................هر گونه برداشت و کپی برداری از وبلاگ در راستای نشر معارف اسلام بلامانع می باشد
صفحه نخست        عناوین مطالب          نقشه سایت              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


انسان جاری انسانی کامل و وجودی سرشار از عشق است و از هستی بزرگتر و آزاد است!.....................................هر گونه برداشت و کپی برداری از وبلاگ در راستای نشر معارف اسلام بلامانع می باشد
صفحات وبلاگ
نویسندگان

بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی وقتا ما آدما به یه چیزایی دقت نمی کنیم و بعد ها ضربات خیلی سنگینی می خوریم هر چی هم فکر می کنیم نمی دونیم این ضربه رو از کجا خوردیم .
بی توجهی به خانواده یکی از اون چیزهاست که میشه گفت ضربات مهلکی بر نظام خانواده می زنه.نمونه هاش رو توی جامعه می تونیم بصورت فراوان ببینیم .
وقتی دختر یا پسر یا حتی همسر توی نظام خانواده احساس کمبودی بکنه و با خودش فکر کنه که توی خانواده نمیشه این کمبود رو جبران بکنه خب سر از ارتباط های غیر اخلاقی در میاره و بسمت چیزهایی میره که امکان هلاکتش توی اون چیزها هست .
اینجا مقصر آون جوان یا همسر نیست شاید هم باشد ولی مقصر اصلی کسی است که این نیاز را در این جوان یا همسرش کنترل نکرد و یا رسیدگی نکرد .
یکی از نیازهای اصلی خانواده در حال حاضر محبت است که میشه گفت خیلی از خانواده ها این مشکل رو درست درک نکردند و باعث شده که دختر یا پسر یا همسرشون گرفتار کمبود محبت بشند .
ادامه ی این بحث رو با فرمایشات دو استاد بزرگوارحضرت آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله علیه) و حضرت استاد دکتر آقا تهرانی(حفظه الله ) ادامه میدهم :


یکی از توصیه‌هایی که حضرت آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه) داشتند این بود که می‌فرمودند: به خانه که می‌رسید کتاب‌ها را بگذارید پشت در ولی مواظب باشید که ندزدند! یعنی طوری نشود که وقتی به خانه می‌روید، تازه بخواهید چیزی بنویسید و کتابی بخوانید و بند کتاب و کامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، دیگر الآن باید یک وقتی را بگذارید برای زن و فرزند و اهل خانه.


تنظیم برنامه:


عمرتان را به سه 8 ساعت تقسیم کنید: 8 ساعت کار و تلاش؛ که کار و تلاش ماها درس‌خوندن و درس دادن است.
در هر حال، 8 ساعت بیرون درست کارکردن است. 8 ساعت هم برای خواب و استراحت؛ و 8 ساعت هم برای لذت‌‌های حلال، تفکر و عبادت، کارهای شخصی و...


روزی حضرت ایشان برنامه بنده را تقریر کرده و فرمودند: "شما سحر از خانه می‌آیی بیرون و به نماز و حرم می‌روی، و برمی‌گردی خانه و صبحانه می خوری و بعد سر درس و کار تا ظهر؛ ظهر هم نماز ‌خوانده و برمی‌گردی منزل ناهار را می‌خوری؛ اگر وقت خواب باشد نیم‌ساعت هم می‌خوابی، بعد دو مرتبه می‌روی بیرون سرکار و درس تا غروب،‌ غروب هم نماز را می‌خوانی." تازه بعدش ما می‌رفتیم کتابخانه و گاهی اوقات درس‌های فوق‌العاده می‌رفتیم،‌ حدود ساعت 10 به خانه برمی‌گشتیم.


آیت الله بهجت (ره) می‌فرمودند که "برای چی وقتی می‌آیی خانه و زن و بچّه می‌آیند دور و برتان، تازه کتاب باز می‌کنید و می‌گویید می‌خواهم این‌ها را که صبح تا حالا خواندم مطالعه کنم؟ چون فردا می‌خواهم آن درس را مباحثه کنم؟ باید طوری برنامه‌ریزی کنید که وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت‌های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد."


معمولاً امثال ماها کمتر به این امر توجه می‌کنیم، زن و بچّه را رها می‌کنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌کنیم. نباید غافل شد از این که اگر پول کمتر باشد،‌ زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، کمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می‌خواهم؟
اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کند. پس باید آدم مواظب باشد که حق همسر و فرزندانش بخاطر این که چیزی را کسب و یا جبران کند، ضایع نسازد. محبّت از امور جایگزین ناپذیر است.
چند وقت پیش یک نامه‌ای را دریافت کردم که دختر خانمی نوشته بود، من غبطه می‌خورم به دختر خاله ام که می‌بینم پدرش او را می‌بوسد. دوستش دارد، محبّتش می‌کند. امّا دریغ از یک بوسه‌ای که بابای ما به ما داشته باشد. تنها حواس او به رفتار ما در منزل معطوف است. او همه ما را خسته کرده و پیوسته می گوید بکن! نکن!... .

این چیزی بود که ما از استاد گرامی حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) یاد گرفتیم که باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیّت داد و مواظبت کرد که حق بچه‌ها بخاطر دیگران، یا کتاب و درس ضایع نشود.


 


 


 


 


 




موضوع مطلب :

          
یکشنبه 25 اردیبهشت 91 :: 11:55 صبح

شنیدم که می گفت :
دنیا زیباست ، اما زیبایی ظاهر را چه سود .
حرفش درست بود ؛ دنیا زیباست ولی زیبایی ظاهر را چه سود
می شود دنیا را دید ، می شود زیبایی آن را چشید . اما بهای چرخیدن در دنیا ، فراموش کردن یاد خداست
از وقتی کوچک بودم به من فهماندند که دنیا کاروان سرایی است که دیر یا زود باید از آن گذشت .
دنیا را روز به روز در چشمان من کوچک می کردند تا دلبسته ی آن نشوم .
دنیا را حقیر می کردند و دیدم تا از دنیا  جدا نشوم عاشق خدا نخواهم شد.
دیدم که چگونه سرابی را پررنگ و لعاب کردند و از آب حیات که آخرت باشد ما را دور ساختند.
دیدم که 70 سال بدنبال سراب می دویم و آنگاه که جان به گلوگاه می رسد ، می فهمیم که اشتباه رفتیم .
دنیا زیباست ! زیباییش برای همه هست ؛ روحانی ؛ پیر؛ جوان ؛ زن ؛ مرد و...
تنها کسانی باطن آن را دیدند که به وحی ایمان آوردند و فهمیدند که در زیبایی ظاهر سودی نیست .
دنیا زیباست !‌ چون زیباییش همیشه در چشم ما جلوه میکند و تا متذکر نشویم به باطنش دست نخواهیم یافت .
می گویند چرا نقد را به نسیه دهیم ؟ می گویند وقتی لذت ما و عیش ما فراهم است ؛ چرا باید به فکر آخرت باشیم ؟
می گویند : عبادت و راز و نیاز برای آنان است که عمری را بدنبال لذتها دویدند و حال از رسیدن به آنها مانده اند و کاری جز عبادت
نمی توانند بکنند.
دنیا زیباست ! و چقدر این زیبایی در چشم آنها عجیب است وعجیب . چقدر لذت بخش و بی همتا . یادشان رفته است .
یادشان رفته است که عشق را بد معنا کردند . یادشان رفته است که بیچارگی و نا آرامی شان تنها بخاطر همین لذتها است .
ای سید عزیز ! سید شهیدان اهل قلم !
تو دیدی و جدا شدی . حال بیا بنگر که ما در این منجلاب لذتهای ظاهر غرقیم و غرقیم .
باز هم می رسم به اول خط...
دنیا زیباست ،‌اما زیبایی ظاهر را چه سود .




موضوع مطلب :

          
شنبه 24 اردیبهشت 91 :: 10:26 صبح

نمیدانم چرا دریای وجودم با فاطمه مواج می شود.
نمیدانم چرا هر گاه اسم فاطمه را از خاطرم  عبور می دهم دلم عجیب هوایش را می کند
فاطمه تکرار همه ی خوبی هاست
فاطمه آموخت که می شود زن بود و زندگی را با لذت چشید
دیدم که فاطمه چگونه عشق ورزید .
دیدم که فاطمه چگونه محبت به خلق را به ما آموخت
آنگاه که حتی همسایه ها را در عا مقدم می کرد.
ما فاطمه را خوب نشناختیم
فاطمه کسی بود که رسول خدا پدر بزرگوار فاطمه او را ام ابیها نام نهاد
فاطمه کسی بود که حاضر نشد در مقابل نابینا بی چادر حاضر شود
فاطمه کسی بود که عمری را با علی گذراند و از او نخواست چیزی که علی نتواند برآورده اش کند
فاطمه بانویی بود که معصومین در خانه ی او تربیت شدند .
فاطمه آن بانویی بود که عشق را در نهاد فرزندان خود نهاد
فاطمه بانویی بود که خوشحال شد آنگاه که رسول خدا کارهای خانه را به او سپرد و کارهای بیرون از خانه را به علی
فاطمه راز دار شبهای تاری بود که علی تنها بود و یاوری جز اون نداشت
فاطمه همان بود که علی فرمود (نعم العون علی طاعة الله)بهترین یاور در راه رسیدن به خدا
فاطمه دریایی بود که همه از عظمتش استفاده کردند و لی نشناختند که کیست ؟
ما فاطمه را نشناختیم
که اگر می شناختیم
پدر و مادر برایمان عزیزترین ها بود که اینگونه نشد
ما نشناختیم ، که اگر می شناختیم !
دختران و خواهران و مادران ما حجابشان کامل بود
ما نشناختیم که اگر می شناختیم !
توقعات بی جا از همسران خود نمی کردیم
ما نشناختیم ، که اگر می شناختیم !
فرزندان ما عشق به خدا را در قلب های خود می دیدند
ما نشناختیم ، که اگر می شناختیم !
هرگز راضی نمی شدیم لحظه ای با نامحرمی سخن بگوییم یا لبخند بزنیم
و فاطمه ، علی را بخدا نزدیک و نزدیک تر کرد
بیایید با فاطمه ،‌ فاطمی شویم و کاری کنیم که عشق بخدا در نهاد فرزندان ما ، رضایت همسر ، رضایت پدر و مادر را دریابیم







موضوع مطلب :

          
جمعه 23 اردیبهشت 91 :: 8:34 عصر

اگر به گناه آلوده شدیم، اثر آن به صورت ناگهانی از دلمان بیرون نمی‌رود. مرحوم شیخ عبّاس قمی (رضوان الله تعالی علیه)، در کتاب «منازل الاخره» داستان زیبایی را نقل می‌کند. می‌فرماید:
شخصی جلوی خانه‌اش نشسته بود. زنی آمد و پرسید: «حمّام منجاب کجاست؟»
این مرد که آلوده به گناه بود و قصد تعرّض به آن زن را داشت، خانه خود را به او نشان داد و آن زن به خیال این که آن جا حمّام است، وارد خانه شد.
آن مرد دوید، در را بست و از وی درخواست فعل حرام کرد.
آن زن که خود را در معرض گناه دید، زیرکی کرد و گفت: «ببین! من خود نیز مایل به این عمل هستم و حرفی ندارم؛ ولی این طور نمی‌شود».
پرسید: «چه کنیم؟»
گفت: «من کثیف هستم، بگذار حمام بروم و شما هم مقداری عطر و غذا و ... بخر که شب خوشی داشته باشیم!»
مرد پذیرفت، در خانه را باز کرد و گفت: «حمام، آخر این کوچه است، زود بیایی!»
زن گفت: «خواهم آمد!»
آن زن فرار کرد و رفت و فرار او برای مرد بسیار گران تمام شد.
مرحوم شیخ عبّاس (رضوان الله تعالی علیه) می‌نویسد: بعد از مدّتی اجل این مرد فرا رسید و در حالی که در بستر مرگ افتاده بود، مدام می‌گفت: «کجاست آن زنی که سراغ حمّام منجاب را می‌گرفت؟!»
آری، آن فرد گناه نکرد، امّا هنوز هوس گناه در دلش بود. به نظر شما اگر انسان به این حال بمیرد، کجا می‌رود؟




موضوع مطلب :

          
چهارشنبه 21 اردیبهشت 91 :: 9:55 صبح

 


نکته‌ای که حضرت آیت الله بهجت (رضوان الله تعالی علیه) بعد از درس به آن اشاره می کردند این‌ بود که فتنه هست، امتحان هست؛ این‌ها جزء مسلّمات‌ است، برای همه ملّت­ها و دسته‌ها بوده است. و خداوند متعال آن را جزء قطعیّات برآورد کرده و فرموده است:


«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»؛1 آیا مردم پنداشته ­اند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمى ‏گیرند، در حالی که به یقین کسانى را که پیش از اینان بودند، آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‏ اند معلوم دارد و دروغگویان را نیز معلوم نماید.


مرحوم آیت الله بهجت (اعلی الله مقامه الشّریف) گاهی به داستان اتّفاقات زمان حضرت مولا علی (سلام الله علیه) اشاره کرده و می‌فرمود این فتنه ­ای بود که در دوران حضرت علی (علیه السّلام) حادث گشت و ما از دور به آن نگاه می‌کنیم و می‌گوئیم که چنین شد و باید چنان می­کردند؛ خبر نداریم که اگر خودمان در زمان حضرت مولا بودیم چکار می‌کردیم؟! در زمان امام حسین (علیه السّلام) بودیم چکار می‌کردیم؟ آیا در کنار حضرت قرار می گرفتیم و می‌ایستادیم و از اهل بیت (علیهم السّلام) حمایت 
می­کردیم در حالی که خطر جانی، مالی و ناموسی برایمان پیش می‌آمد؟


ادعای آن آسان است. اگر انسان آن روز بود آیا واقعاً بهترین را انتخاب می‌کرد یا تبعیّت امیال نفسانی، دنیائی و شیطان را می‌کرد؟ اگر به واقع ما کربلا می­ بودیم این هواهای نفسانی ما اجازه می‌داد که آقا اباعبدالله (علیه السّلام) را یاری کنیم یا مثل بسیاری دیگر که رفتند به نفسانیّت‌شان برسند تا که
جایزه ­ای دریافت کنند و یا دو روزی بیشتر زنده باشند، می­ شدیم؟


 ------------------


پی نوشت ها:


1. عنکبوت (29)، آیات 2 و 3.
استاد بزرگوار دکتر آقا تهرانی


 




موضوع مطلب :

          
سه شنبه 20 اردیبهشت 91 :: 6:32 عصر



خانه فاطمه سلام الله علیها در حدّ فاصل بین باب جبرئیل، مسجدالنّبی و خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم (قبر مطهّر نبوی) واقع شده است. گرچه این خانه، چندان وسیع و عریض نمی‌نماید ولی در شرافت آن همین بس که پیامبر گرامی، جبرئیل، امام علی، حسن و حسین علیهم السلام که برترین مخلوقات خداوندند، بدون اذن و اجازه وارد آن خانه نمی‌شدند.


 هر کسی پیرامون مسجدالنّبی خانه‌ای داشت، دری از خانه‌اش به مسجد گشوده بود، ولی به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله همه درب‌ها بسته شد و تنها درب خانه سیدة ‌النّساء العالمین به مسجد باز ماند. می‌گویند عموی پیامبر، جناب عبّاس از رسول خدا صلی الله علیه و آله درخواست کرد که پنجره خانه‌اش به مسجدالنّبی باز باشد؛ پیامبر فرمودند: «عموجان! از جانب خداوند اجازه دارم که فقط درب خانه علی به مسجد باز باشد؛ پنجره خانه‌تان را به مسجد ببندید».

این بدان علّت است که مطابق با آیه تطهیر، امام علی علیه السلام و اهل بیتش علیهم السلام از گناه و آلودگی پاک و منزه هستند: 

«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»؛ 

همانا خداوند می‌خواهد تا از شما اهل بیت، هر آلودگی را بزداید و شما را پاک پاک سازد.

در دعای ندبه نیز صریحاً اشاره شده است که: 

«وَ سَدّ الْاَبْوابَ اِلّا بابَه»؛ 

پیامبر همه درها را به مسجد بست مگر در خانه علی علیه السلام را.



-----------------------------------------------------------------

منبع : سفر عشق | استاد آقاتهرانی




موضوع مطلب :

          
سه شنبه 13 اردیبهشت 91 :: 11:10 صبح



در فرهنگ شیعه، وجود مفاخر آسمانی و انسان های کامل الهی، سرمایه ای بزرگ و معنوی و پشتوانه ای ارزشمند برای اسوه پذیری و الگوبرداری به شمار می روند. در این میان، سیره خانوادگی پیامبر اعظم صیالله علیه وآله به عنوان برترین الگوی قرآنی و سیره خانوادگی حضرت زهرا سلامالله علیها به عنوان استمرار وجود پیامبر در مقام اسوه مسلمانی، از مهم ترین ذخایر تربیتی برای انتخاب «الگوی خانوادگی» است. (1)

اسوه و الگو در نظام تربیتی مهدوی، وجود حضرت مهدی روحی فداه است؛ اسوه ای کامل و جامع که وجود پاک و نورانی اش ثمره اسوه پذیری از سیره کامل ترین اسوه قرآنی یعنی وجود پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و جامع ترین اسوه های مسلمانی، یعنی وجود امیرمؤمنان علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها و امامان معصوم علیهم السلام از نسل آنهاست.

حضرت مهدی روحی فداه امیدوارترین و باورمندترین انسان روی زمین نسبت به خداوند و روز رستاخیز است و خداوند متعال سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله را اسوه حسنه امیدواران معرفی می نماید:

(در زندگی رسول خدا برای کسانی از شما که به خداوند و روز رستاخیز امیدوارند و خداوند را بسیار یاد می کنند، الگویی نیکو وجود دارد.) (2)

از سوی دیگر، وجود حضرت زهرا سلام الله علیها، پاره ی وجود پیامبر و استمرار او در مقام اسوه حسنه است؛ تا جایی که امام زمان روحی فداه آن حضرت را الگو و اسوه نیکوی زندگانی خویش معرفی می نماید:

همانا در (سیرة) دختر رسول خدا برای من، الگویی شایسته وجود دارد. (3)

فاطمه، الگوی زندگانی مهدی موعود است، نه از آن جهت که مادر اوست، بلکه بدین جهت که دختر رسول خداست و پاره وجود او؛ از آن جهت که استمرار وجود رسول خدا و اسوه پذیری از وی، همان اسوه پذیری از رسول خداست و در یک کلام، اسوه پذیری از سیره زهرا سلام الله علیها، همان امتثال فرمان خداوند در اسوه پذیری از سیره رسول خداست.

نتیجه آن که بهترین اسوه و الگو در «دکترین تربیت مهدویت» سیره علمی و عملی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و حال آن که کامل ترین و جامع ترین اسوه و الگوی آن حضرت سیره علمی و عملی پیامبر اعظم و حضرت زهرا علیهما السلام است.

بنابراین در عرصه «انتخاب الگوی خانوادگی» بهترین الگوها را می بایست در «زندگی خانوادگی پیامبر صلی الله علیه و آله» و «زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها» جست وجو کرد.


1 . ر.ک: نیلی¬پور، مهدی، مدیریت خانواده، ج3، ص97ـ98.

2 . (لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن کَانَ یَرجُو اللهَ وَ الیَومَ الآخِرَ وَ ذَکَرَ اللهَ کَثیراً) احزاب (33)، 21.

3 . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج53، ص178، ح9.





منبع : خانواده و تربیت مهدوی | آقاتهرانی . حیدری کاشانی






موضوع مطلب :

          
سه شنبه 13 اردیبهشت 91 :: 11:2 صبح
1   2   3   4   5   >   
پیوندها
لوگو
انسان جاری  انسانی کامل و وجودی سرشار از عشق است و از هستی بزرگتر و آزاد است!.....................................هر گونه برداشت و کپی برداری از وبلاگ در راستای نشر معارف اسلام بلامانع می باشد
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 13
  • بازدید دیروز: 85
  • کل بازدیدها: 20986
امکانات جانبی